سه شنبه پانزدهم آذر 1390
از خدمت سربازی تا ...
و حالا تموم که شده و داره آپدیت نکردنم به یک سال میرسه... بعد یک سال رسیدم پای وبلاگ عزیزم هه هه ! یادش بخیر ![]()
![]()
یاد قدیما بخیر ... راستی مرسی از نظراتتون ! دست بزن هم نداریم
چهارشنبه دهم آذر 1389
10 آذر ؟ باشه !
۱۶ روز اینجا بودم .۱۲ روز رفتم دوباره ۴ روز اومدم که اونم آخرین دقایقشه ! خدمت ما به زیر ۱۰۰ روز رسید از ۵۱۰ روز ۹۷ روز مونده ... از این رفتن و اومدنا دیگه خسته شدم و انصافا دیگه صبر و حوصله م بریده. ولی خب این نیز بگذرد ! میدونم یه روزی میرسه به این پستا میخندم ...

به هر حال ما رفتیم ...
یکشنبه هجدهم مهر 1389
هدف
اونیکه میخواد بگه شب بیرون از حلقه ترس
از حلقه ی من استفاده کن در حد یه گنج
مسئله ی من اینه : بسه تبصره ی رنج
رنج روح هست پدرت , تو سپردیش دست اون
میاد و غرق پول میکنت تا بشی محو اون
ولی کله پوکی بیش نمیشی بچه جون
بگو شباهتت با بابا چیه جز رنگ خون؟
دیگه هرچی بود بذاریم واسه فرداهای دیگه
میخوام از الان بکشی بیرون از بابای پیرت
چون واس رسیدن به خواسته هات اون تنها مانع میشه
تو تنها میشی تا بفهمی زمان مال کیه و این حرفا واسه چیه؟
تازه اشک و ناله میشه میشه اون موقع میخوای داد بزنی ...
ولی چون که نیزه بی پولی کرده پاره سینه ..................................
یه کم سنگینه واسه مغز کوچک بعضیا ولی یه کم تمرکز همه چی واضحه !
سام علیک ! یک ساااااااااااااااااااااااااااااااااااااال گذشت . شروع خدمت سربازی 45 دقیقه از یک سالش میگذره ... 18 مهر ... متنفرم از ته دل من از 18 مهر
خدمت اگه شوخی بود , خیلی شوخی بدی بود ...ولی یه سری چیزای جالبی داشت . باور کنید دوستای قدیمیم تفاوت آشکارو احساس میکنن ... لطافت اعماق روح من خیلی راحت باعث تغییر اخلاقای من میشه ! من آدم محکمی شدم ...........
فردا بازی ملوان پرسپولیس استادیوم آزادی پایان مرخصی من ... فقط 150 روز که 40 روزش مرخصیم و 110 روز ... این مرحله ام گذشت خفه شن همه اونایی که میگفتن نمیتونی از پس روزهای سخت بر بیای ... این هدف اول که با موفقیت در حال اتمام ... هدف بعدی رو هم برای اینکه باز هم خودم ثابت کنم محقق میکنم ... من مهدی شاهینم
نبود 150 روز تا هدف بعدی .........!!!!!!!!؟
